• Title: Jag älskade honom
  • Author: Anna Gavalda Maria Björkman
  • ISBN: 9789100113971
  • Page: 288
  • Format: Paperback
  • Jag lskade honom Chlo trettiotv rig tv barnsmor lskar eller lskade sin man Men han har just vergett henne f r en annan Hennes sv rfar tar sig an henne och de tv sm flickorna ver ett veckoslut p landet Chlo upplever
    Chlo , trettiotv rig tv barnsmor, lskar eller lskade sin man Men han har just vergett henne f r en annan Hennes sv rfar tar sig an henne och de tv sm flickorna ver ett veckoslut p landet Chlo upplever sv rfadern som kall, sluten och patrialkalisk Men p verkad av Chlo s f rtvivlan ppnar han sig f r henne och ber ttar om de hemliga passionerna i sitt liv Chlo , trettiotv rig tv barnsmor, lskar eller lskade sin man Men han har just vergett henne f r en annan Hennes sv rfar tar sig an henne och de tv sm flickorna ver ett veckoslut p landet Chlo upplever sv rfadern som kall, sluten och patrialkalisk Men p verkad av Chlo s f rtvivlan ppnar han sig f r henne och ber ttar om de hemliga passionerna i sitt liv hur han ocks lskat, och svikit.Chlo r till en b rjan inte s rskilt intresserad av sv rfaderns ber ttelse men s sm ningom ber rs hon och blir b de utmanad och provocerad Det uppst r en regelr tt ordduell emellan dem och det visar sig att ven en modern ung kvinna kan hysa en hel del moralism och omv nda f rdomar.Genom Anna Gavaldas sedvanliga drastiska humor dras vi med in i en ung kvinnas och en gammal mans dr mmar, f rhoppningar, k rlekar och l ngtan msom roade, msom r rda.

    One Reply to “Jag älskade honom”

    1. بُن‌مایه‌ی رمان (من او را دوست داشتم) و خود رمان حتی، چیزی نیست که بتوان از آن گذشت. البته روی سخنم با مخاطبینی‌ست که دغدغه‌ی زندگی ایشان چیزی فراتر از خوردن و خوابیدن و برنج و روغن مصرف کردن و به این‌ها اضافه کنید لنگ و پاچه و خورشت ‌قورمه‌سبزی و شکم و زیر شکم است. یعنی به چی [...]

    2. Este libro es uno de esos pequeños placeres que no esperas encontrar! Sí, es un ir a la biblioteca sin esperar nada y salir, no muy convencida, del libro que te acompaña. Pero lo mejor de todo es que he descubierto a una autora, que no pienso perder de vista.

    3. باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد . آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد .---------------------------------------------------------------------------------------------------چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی کسی [...]

    4. کتاب "من او را دوست داشتم" به موضوعی پرداخته که مدتی است ذهن مرا مشغول کرده و اخیرا ساعتها به آن فکر کرده اماین کتاب و دو فیلم "پیش از طلوع آفتاب" و پیش از غروب آفتاب" ( که تقریبا همزمان با همدیده و خوانده شد) مرا بر آن داشت تا بیشتر و عمیق تر نسبت به موضوع عشق و ازدواج فکر کنمشاید ظا [...]

    5. نمیدونم شاید اگر جنسیتِ « زن» داشتم، نمرۀ بیشتری به این رمان میدادم، ولی در میانه هایِ داستان، خواندنش برایم کسل کننده بود واقعاً دیگه از هیزم انداختن در آتش توسطِ پدر زن، خسته شده بودم ولی او خسته نشد در کل با احترام به نظرِ سایرِ دوستان، این رمان برایِ من هیچ جذابیتی نداشت، [...]

    6. به عنوان رمان خیلی خوب نبود، می تونست یه دستان کوتاه خیلی خوب بشهمیشه گفت رمان عاشقانه ای بود که سعی داشت تقابل بین جنگیدن برای رسیدن به عشق و یا ترس از حرکت و خراب کردن پل هایی که ساختیم رو نشون بده

    7. Je l'aimais = Someone I Loved, Anna Gavalda (1970)عنوان: من او را دوست داشتم؛ نویسنده: آنا گاوالدا؛ مترجم: الهام دارچینیان؛ مشخصات نشر: تهران، نشر قطره، 1387، در 175 ص، ؛ شابم: 9789643418427؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فرانسوی قرن 21 مآنا گاولدا، آموزگار بزرگی ست، نویسنده را میگویم، نوشته را خود باید بخوانید، [...]

    8. کتاب خاصی نبود. خواندن و نخواندنش توفیقی نداره:/زنی با دو فرزندش به همراه پدر شوهرش به خانه ی ییلاقی می روند تا او بار آخر آنجا را ببیند. شوهر او به دلیل اینکه دلباخته زن دیگری بود همسر و فرزندانش را رها میکند.پدر شوهر که مردی جدی، کم حرف و خشکی بود با دیدن حال و روز عروسش و رک و را [...]

    9. این داستان بلند، روایت زنی است خیانت‌دیده که شوهرش با دو کودک او را وانهاده و پیِ کام‌جویی‌های خود رفته است. روایتی توصیف‌مبنا از اتفاقاتی که در یکی‌دو روز پس از این ماجرا رخ می‌دهد، سرتاسر داستان را تشکیل می‌دهد. شوهر، زن و فرزندانش را ترک کرده و زن به‌همراه پدرشوهرش به ج [...]

    10. کتاب کم حجم و دوس داشتنی بود که با زبون ساده و لحن صمیمی،احساسات یه زن دل شکسته و هم چنین مردی که به خاطر خونوادش از عشقش دست کشیده بود به تصویر کشید.

    11. حرف خاصی راجع بهش ندارم. خوب بود.واقعیتی رو بیان میکنه که هر زنی میترسه تو زندگی باهاش رو به رو بشه.دی 94

    12. خیلی افتضاح. ماجرایی بدون هیچ در و پیکر، بدون کشش [اگه منتظر باز شدن مغازه نبودم اصن ادامه نمیدادمش] بدون نقطه اوج و هیچ چیز، فقد شرح کلیات احساسات یه زن بعد خیانت شوهر. یه سری جمله جالبم داره که تو اینترنت زیاد پیدا میشه ولی زیاد نمیچسبه. فقد به درد همون جمله قصار بودن میخوره.

    13. خوب فکر کرده ام، دچار توهم نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دس [...]

    14. Forever Leaving You Wanting Just One More Moment, 21 Feb 2006 "So love is just bullshit" That's it? It never works out?" "Of course it works out. But you have to fight" "Fight how?" "Every day you have to fight a bit. A little bit each day, with the courage to be yourself, to decide just to be happy" Pierre is explaining to Chole that you need to work to make love happen. Anna Gavalda at the age of thirty six and after a failed marriage has written her first novel. This is a beautifully crafted [...]

    15. "آفرین به ما چون همه چیز را خاک کرده ایم، دوستانمان را،رویاهامان را،عشق هایمان را؛ و حالا نوبت به خودمان رسیده! دست مریزاد رفقا!" ___________________________________________"به ما میگویند :به سلامت از مهلکه گذشتیم،به سلامت گذشتیم! اما خدایا به چه قیمتی؟به چه قیمتی؟افسوس ها و پشیمانی ها و جدایی ها و [...]

    16. Maravillosa, una reflexión cruda y veraz sobre las relaciones, las decisiones y todos sus porqués. Lo único, se me quedó corto

    17. عقل و دلم یکی نیست، درست مثل همین قصه که نزاعی بین عقل و دل بود این دکلمه بجای ریویوهم مرگلیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کنلیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست  بعد از من و جان کندن من نوبت توستلیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم  لیلی مپسند این همه نابود شوملیلی ب [...]

    18. کتاب فوق العاده ای بود. بیش از تصورم روی من اثر داشت. ذره ذره این کتاب رو درک کردم و فهمیدم. ندرتا کتابی تا این حد برام واقعی جلوه کرده. آدمهایی واقعی ، دردهایی واقعی ، تصمیم های واقعیپر از زنده بودن ، خالی از شعارهای زیبا و دروغین.این کتاب رو واقعا دوست داشتم

    19. Cu toate că este mai reuşită decât "O viaţa mai bună", mai mult de 3 stele nu merită. Încă nu m-am convins că Anna Gavalda este un autor care merită citit.

    20. دو ستاره فقط به خاطر قلم روان نویسنده.داستان بسیار ابتدایی و غیر جذاب، دوگانگی و تضاد در شخصیت های داستان فضایی یکنواخت و غیرجذابی را بوجود آورده است.

    21. داستان در مورد زنی که به تازگی توسط همسرش ترک شده است و از سوی او خیانت دیده است. پدر همسر برای کمک به عروسش روزهایی را صرف گفتگو با او می کند. مرد پیر، شیوه ای هوشمندانه را برای التیام دختر استفاده می کند. داستان خیانتِ زندگیِ خودش به همسرش. دختری که به تازگی خیانت همسرش را دیده [...]

    22. گاوالدا از جمله نویسنده هاییه که هر وقت حالم خوش نیست یا حوصله هیچی رو ندارم میرم سراغ کتاباش! حالا مهم نیست هر کدوم رو چندبار خوندم، هر دفعه گیرایی و لذتی فوق العاده دارن!و دلیلش روشنه متن ساده و بی تکلف داستانهایی معمولی اتفاقات روزمره ولی سرشار از احساس و احساس و احســـــاس! [...]

    23. [Note to self: My copy has 159 pages.]Let's start by saying that this book definitely is something else. It brings a heart-felt story of pain, loss and love. Of family. I enjoyed every word of it.Although the writing style is a bit different and weird since it's pretty much all dialogue. It was hard figuring out who was talking at times, confusing and it made reading less fluent. Which, of course, made me enjoy it a little bit less. I simply don't like having to go back and reread things because [...]

    24. جداً داستان‌های عاشقانه رو دوست ندارم. ولی جداً خیلی واقعی می‌نویسه آنا گاوالدا. اصلاً نمی‌فهمی تو داستان پرت شدی. دیالوگ‌ها هم که به‌تنهایی قابلیت درس‌دادن دارن برای نویسندگی. این‌قــــــــــــــد دیالوگ‌نویس خوبیه که کاش کتاب خودم بود زیرشونو خط می‌کشیدم. حالا تو خط [...]

    25. ."من او را دوست داشتم" نخستين رمان آنا گاوالدا است. رماني كه با ادبياتي بسيار ساده در خلال گفت و گوهايي كوتاه اما برخاسته از واقعيت، مي كوشد لايه هاي عميقي از احساسات پنهان در ناخودآگاه خواننده را كنار بزند و او را با خويشتن واقعي اش بيشتر رو به رو سازد. خويشتني كه گاه عامدانه از [...]

    26. از مقدمه کتاب:عشق در کارهای آنا گاوالدا همچون زندگی, موضوع اساسی است. عشق می تواند خوشبختی آفرین و اسرار آمیز و در عین حال درد آور و صدمه زننده باشد. "به آدم هایی که زندگی احساسی برایشان در درجه دوم اهمیت قرار دارد, به گونه ای رشک می برم, آنان شاهان این دنیایند, شاهانی رویین تن."نث [...]

    27. خوشبختی من او بود و من خود خواسته بودم برود تا اوضاع زندگی ام را پیچیده نکنم :("من او را دوست داشتم" کتاب گیرایی که دلم نیومد یه لحظه هم بذارمش زمین و بی وقفه خوندمش ولی حالا درگیرم با یک سؤال: انتخاب کدومشون درست بود؟ تعهّد پی یر از روی بزدلی و یا جسارت و شهامت آدرین، به قیمت زیر پ [...]

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *